السيد حامد النقوي

202

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بياورند مثل آن بلكه بهتر از ان از جانب اهل حق در ردّ تقرير ابن تيميه جارى مىشود ليكن حقير در ردّ اين شبههء واهيه برين الزام قائد الى المرام اكتفا نكرده در صدد افادهء ناظر مستبصر برآمده گزارش مىنمايم كه چنانچه در ابلاغ عن اللَّه وجود ذي جود جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كفايت مىكند و بسبب ثبوت حقيت آن جناب ضرور نيست كه عدد كثير انبيا كه به حد تواتر برسند در اخبار عن اللَّه شركت آن جناب نمايند همچنان در ابلاغ عن الرسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ذات قدسى سمات جناب امير المؤمنين عليه السّلام كافى و وافيست و احتياج بابلاغ ديگران و اشتراك فلان و به همان نيست زيرا كه حق و صواب بودن تبليغ آن جناب نيز امر محتومست و علاوه بر ديگر ادله خود اين حديث شاهد صدق بر آن ست و ازينجاست كه اهل علم و يقين اين حديث را دليل عصمت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىدانند و قد مر التصريح بذلك من نصوص اعاظم المخالفين فلا تكن من المتجانفين بالجمله چنانچه بعد ثبوت حقيت جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم واحد بودن آن جناب در تبليغ عن اللَّه ضررى نمىرساند همچنين بعد ثبوت حقيت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از ديگر ادله و دلالت خود حديث مدينة العلم بر آن وحدت آن جناب در تبليغ عن الرسول صلى اللَّه عليه و آله فسادى نمىآرد بلى چون درون ابن تيميه حرون از كمال بغض و عناد و اعوجاج و لداد فساد بين حاصل كرده لهذا مثل اين امر حق و كلام صدق را موجب فساد مىداند و بحسب مزعوم مشوم خود فساد موهوم بر آن مترتب نموده دليل كذب اين حديث شريف مىگرداند و لا غرو فلقد خامره من النصب داء دوىّ اورثه غيّا و ضلالا و من يك ذا فم مر مريضا يجد كالحنظل العامى زلالا رد دعواى ابن تيميه مبنى بر لزوم تعدد مبلغ عن الرسول صلّى اللّه عليه و آله و اثبات جواز واحد بودن آن اما آنچه ابن تيميه گفته و لهذا اتفق المسلمون على انه لا يجوز ان يكون المبلغ عنه العلم واحدا بل يجب ان يكون المبلغون اهل التواتر الذى يحصل العلم بخبرهم پس سخت سست و نامربوط و نهايت باطل و ظاهر السقوط ست زيرا كه ادعاى اين معنى كه مسلمين اتفاق كرده‌اند بر آنكه جائز نيست كه مبلغ علم از جانب جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم واحد بوده باشد بلكه واجب است كه باشند مبلغين اهل تواتر كه حاصل شود علم بخبرشان براى غائب از جملهء غرائب تمويهات و عجائب تدليسات است و اصلا با واقع مطابقت ندارد زيرا كه بر ادنى متتبع علم صول و درايت و متفحص كتب حديث و روايت در اقصاى ظهورست كه قاطبهء اهل سنت خبر واحد را واجب العمل مىدانند و جز بعضى از شذّاذ كه